در سکوت این شب بی ستاره
در میان تمنای دیدگانم
پی چاره ای می گردم
تا ماه اشکهایم را نبیند
لرزش نا خواسته چشمانم
دلم را به گریه وا می دارد
صدای اعتراض ماه بلند می شود
گویی تنها اوست که قصه تکراری چشمانم را می بیند
آری... قصه ای تلخ در اعماق این دنیای شیرین
توی این غربت بی رنگ
تک و تنها سرد و خسته
حسرت و غربت و دوری
قلب مهتاب رو شکسته
روی خاطرات دیروز
حلقه زد شب و سیاهی
واسه برگشتنت انگار
به دلم نمونده راهی
چه روزهایی که به یادت
گم شدم توی خیالم
حالا تو خیال سردم
از تو هیچ یادی ندارم
چی بگم؟منو شکستی
رفتی بایه عشق تازه
دلمو وجودمو حسمو
شکستی
«فرخ»
الان دو ساله که با خودم فکر میکنم
به اون روزها...
وقتی یادشون می افتم
خودمو نفرین میکنم
که چرا خیلی ساده دلمو دستت سپردم
تو که می دونستی من به خاطرت می ٌمردم
اما نمی دونستم یه روز دلمو میشکنی و میری
بعد 2 سال تازه فهمیدم که از عشقم سیری
آرزوت بود رفتنم رو ببینی
آرزوم بود لحظه ای بدی نبینی
تو که دلت یه جای دیگه گیره
چرا میگی از عاشقی سیره؟
باشه،تقصیر منه که عاشقت شدم
توی تنهاییت نزدیگ تر از رگت شدم
خداحافظ نازنین،الهی تنها نمونی
اما بدون همیشه تو حسرت عشقم می مونی
تو رو خدا ولم كن بذار تو حال خودم بميرم
نمي خوام از عشق تو بي معرفت تباه بشم و بميرم
خط و نشون كشيدم روي قلبم كه ديگه عاشق نشم
تا زنده ام از عشق هيچكي ديوونه و مست نشم
مني كه با يه نگاهت زندگيم رو پاي عشقت باختم
هنوزم كه هنوزه اين دل تنها و متروك رو نساختم
امروز نوشتم عشق و دورش يه خط سياه كشيدم
حالا كه طعم تلخ عشق رو چشيدم
اونقدر ميرم تا بدونم به بي كسي رسيدم
ميدونم فردا دوباره
واسه من غصه مي ياره ![]()
ميرم از ياد تو و اون نگاه تو
دور مي شم و پر مي كشم از چشماي تو
ولي يه چيزي رو ندونستم
كه از شكستن دلم چي نصيب تو ميشه؟
حالا كه كار از كار گذشته
هر چي مي خواد بذار بشه
قبل رفتنم مي خوام يه چيزي رو بدوني
از خدا خواسته بودم كه هيچ وقت تنها نموني
اوني كه مي خواستمش
نخواست كه با من بمونه
داره واسه اين دل ديوونه
قصه جدايي رو مي خونه
خوش به حالش
دل اون پر ستاره هست
دل من عاشق پاره پاره هست
خوش به حالم
تنهاي تنهام
منتظر طلوع فردام
منتظرم نباش،برگشتنم محاله
اگه تو شيب جاده منو ديدي
بدون سرابه
از نگاهت مي خونم،پشيموني
خودت خواستي كه با من نموني
حالا فهميدم نيومده به تو مهربوني
منم مي مونم ،همون عاشق آسموني
دیدنم واست.مثل یه خوابه
همه نقشه هات.نقش بر آب
می دونم دوست داشتنت
مثل سرابه
من كه بدي نكردم
به دلت بي وفايي نكردم
كاشكي مي كردي با دلم نامردي
اما تو بدتر كردي
دلمو به زنجير كشيدي
تو اين سراي غربت
عكس دلمو
تو زنجير كشيدي

چيه؟چي شده؟
زانوي غم بغل گرفتي
خودت خواستي
دلمو از دلت گرفتي
حالا پشيموني؟
تنهايي؟
بي ياري؟
حقته اي بي معرفت
كم گذاشتم از صداقت؟
نداشتي...
حيف نداشتي
لياقت اين رفاقت
من ِِ ساده رو باش عاشقت شده بودم
تو دلم واست يه قصر شيشه اي ساخته بودم
يادته ميگفتي برات ميميرم
اما من جاي تو مردم
تو رو با عكسي كه داشتم
به دست خدا سپردم
نمي دونم حالا پاي كي نشستي
با عشق كي مستي
ولي يادت باشه عزيز
اين دل ديوونه
به ياد تو بي مرام مي مونه
بعضي وقت ها...
تو دل عاشقا
گم ميشه ثانيه ها
همه تو فكر خودشونن
حتي تنها موندن جاده ها
تو اين شب بي نشون
هيچ نگاهي به من نيست
جز چشمك ماه و ستاره ها
قصه من و تنهايي
مي مونه تا ابد يه جايي
خدا و دنياش از عاشقاش خبر نداره
ميگن اشكالي نداره
تنهايي يه باره
ولي حيف نمي دونن
بي كسي واسم كوله باره
یکی مثل خودم
يكي از اون ور دنيا
داره مي ياد تك و تنها
يكي مثل شاپرك ها
مي خونه واسه فردا
تا كه آروم بگيره دل ديوونه
با اين كه مي دونه
غصه و غم باهاش مي مونه![]()
گفتي برو از پيشم
مي خوام كم بشه شرت
گفتم ميرم ويه روزي مي ياي
كه خيلي رو سياهي
دختر، ميگم بازيچه نيستم
كه فردا منو بخواي
خيلي خوشگلي،نازي منم خوب دادي بازي
راضي به مرگم هم باشي
آخرشم تو مي بازي
مثل هميشه ، مثل هر روز خدا
من و تو بايد بمونیم باز جدا
داد مي زنم ، دوباره فرياد مي زنم
دوستت دارم
دوستت دارم
سلام.خیلی از خوانندگان این وبلاگ تو قسمت نظرات میگن که مطالب و شعرهام خیلی سرد و نا امید کننده هست...خوب منم دلیل دارم...(شعر قصه عشق خودم)
گفتم تا عاشقت بشم، بهتره از تنهایی
گفتی دوستت دارم، خواب واسم جدایی
گفتم تنهام نذاری، من که بی کسم
گفتی عاشقتم تا همیشه، تویی تنها کسم
گفتم دلم میشکنه، ببیمنت با یار دیگه
گفتی توتنها یارمی، من ندارم یار دیگه
گفتم...
گفتی خسته شدم از عشقت می خوام برم
با رفتن تو بی مرام خط کشیدم دور همه
آخه درد و غصه هام کمه؟
با معرفت می خواستی زجرم بدی؟
گفتی بهم خودت خواستی
میخواستی دل بهم ندی...
خواستم و خواستم تا تو بی کسی شکستم
تا همیشه پای تنهایی نشستم...
یکی از عاشقا کم میشه
دل کسی براش تنگ نمیشه
همه به دلش میزنن یه تیشه
از رفتن اون دل شکسته
شیشه های انتظار نشکسته
شهر آرزوهاش خیلی بی صداست
هزار تا درد و رنج پشت این نگاست
بدجوری دلش خشک شده از بی وفایی
بهشت هم بره،نداره واسش صفایی
که چرا دور
ِاز من مهربونی؟چقدر چشم انتظاری؟
چه پاییزی و بهاری؟
به این سردر گریبون
میگی طاقت نداری
چه روز و روزگاری؟
سر کارم می زاری
خلاصم کن از این عشق
اسموشو پیشم نیاری
سرور قصر قشنگم
فقط تو جا داری توی قلبم
واست میمیره دل تنگم
ّّّّواسه هرچی بی معرفته
بهش بگین اینو بدونه
که دیگه دوستش ندارم
از اون نگاه فریبش
زیر چوب دارم
بهش بگین تحملم تموم شده
از لجبازیش با عشقم
دلم دیگه سیر شده
حالا که مزه کردی عشق رو
برو تا بچشی
تلخیش رو
سردیش رو
برو تا بدونی...
دلی واست تنگ نمیشه
تو بازی شطرنج عشق
محرت کیشه!
واسه همیشه کیشه
این شعرو گفتم واسه دل تنهام![]()
آخه ای دل،دردت چیه؟
اون که تنهات گذاشت و رفت کیه؟
چرا اینقدر مثل شب تاریک و سردی
بابا ولش کن این عشق رو، تو مردی
اون که تو رو دوست نداشته
لیاقت این اشکارو داشته؟
کم خوبی کردی بهش ؟
صداقت این عشق رو نداشته
آخه بسه چقدر گریه و زاری؟
مگه عیبه نداشته باشی یاری؟
تنهایی مال عاشقاست
کی میگه ناسزاست؟
این سرنوشته
که واسم نوشته
عاشقی برام زشته
تنهایی برام بهشته
بر سنگ مزارم بنویسد آشفته دلی بود در این خلوت خاموش او زاده
غم بود زه غمهای جهان گشته فراموش
شد نصيب ديگري
بر دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع تو امدی و گفتی بیسوادام
برای دیگری چتری باشی واو هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد
امشب دلم بدجوری تنگه
انگار غریبه با ماه و ستاره
مثل بقیه شبها نیست
همه جا واسم تاریک و تاره
تو غربت این شبهام
تپ تپ قلبم واسه یه یاره
دلم واسه رهاییش
همش میره تو فکر یه چاره
درد و غصه واسم
می مونه،مثل یه کوله باره
ببار بارون ببار امشب
صدام امشب هم صداتِ
شریک درد و غم هاتِ
چشم گریون من امشب
ببار بارون ببار...ببار
امشب

صدای تپ تپ قلبم شنیدنیست
گریه و زاریم امشب دیدنیست
درد و غصه تو دلم ماندنیست
از غم عشقت این درد کشیدنیست
قصه عشق من خوندنیست
قصه عشق من...

پس آرزو های دلم چی میشه؟
دل خسته و در به درم
از عشقت داره پیر میشه
نامردی تو واسه من
بدتر از درد یه نیشه
نمیدونم چرا چشمام
از گریه کردن خسته نمیشه

<<<گوشه ای از نامهُ دلم به خدا>>>
خدایا!
تا زنده ام عاشقم مکن
طعم تلخش را یک بار چشیده ام،کامم را تلخ مکن
پروردگارا
کسی را عاشقم مکن،تا زنده ام ، کسی را دیووانه ام مکن
خداوندا
عشق را از من بران،تنهایی دوست من است از من جدایش مکن
بگذار با تنهایی هایم دوست باشم،تا معشوقم بداند عاشقی دارم
تا دل به من نبندد
دوستت دارم تنهایی